پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۲

ای خواجه فلان الدین که ریشت گُه باد

ریشت نفسی نیست ز دندان آزاد

بر ریش تو یک کورگره خواهم زد

زآنان که به دندان نتوانیش گشاد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۴از جام توام بهره خمار آمد و بس
  2. رباعی شمارهٔ ۸۵رویت که ازو گرفت نیرو آتش
  3. رباعی شمارهٔ ۸۶دل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش
  4. رباعی شمارهٔ ۸۷گل بین که دریدند همه پیرهنش
  5. رباعی شمارهٔ ۸۸در راه بسر همی پوید شمع
  6. رباعی شمارهٔ ۸۹ای داده غمت به باد جانم چون شمع
  7. رباعی شمارهٔ ۹۰از باغ جمالت آگه ار بودی گل
  8. رباعی شمارهٔ ۹۱امسال مکرر است وقت گل و مل
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.