پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۶

دل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش

گفتا که چه دل؟ دل که؟ دل چیست؟ خموش

زلف تو اگر چه حال ما می‌ماند

لیکن طرف دوش تو می‌دارد گوش

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۸در راه بسر همی پوید شمع
  2. رباعی شمارهٔ ۸۹ای داده غمت به باد جانم چون شمع
  3. رباعی شمارهٔ ۹۰از باغ جمالت آگه ار بودی گل
  4. رباعی شمارهٔ ۹۱امسال مکرر است وقت گل و مل
  5. رباعی شمارهٔ ۹۲ای کارگزاران درت شمس و زحل،
  6. رباعی شمارهٔ ۹۳توفیق نمی‌شود به زاری حاصل
  7. رباعی شمارهٔ ۹۴در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل
  8. رباعی شمارهٔ ۹۵بیمارم و کس نمی‌کند درمانم
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.