پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۱

امسال مکرر است وقت گل و مل

وز غم سر و برگ گل ندارد بلبل

با آن همه شوکت ز پریشانی وقت

بی تیغ و سپر برون نمی‌آید گل

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۳توفیق نمی‌شود به زاری حاصل
  2. رباعی شمارهٔ ۹۴در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل
  3. رباعی شمارهٔ ۹۵بیمارم و کس نمی‌کند درمانم
  4. رباعی شمارهٔ ۹۶شعر تو که هست قوت جان مردم
  5. رباعی شمارهٔ ۹۷در وصل نماند بیش ازین تدبیرم
  6. رباعی شمارهٔ ۹۸سرمایه دین و دل به غارت دادم
  7. رباعی شمارهٔ ۹۹دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰۰نی دولت آنکه یار غارت بینم
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.