پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۶

شعر تو که هست قوت جان مردم

آورد به ما رقعه رسان مردم

بر مردمک دیده نهادم سخنت

مشهور شد این سخن میان مردم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۸سرمایه دین و دل به غارت دادم
  2. رباعی شمارهٔ ۹۹دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:
  3. رباعی شمارهٔ ۱۰۰نی دولت آنکه یار غارت بینم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۰۱تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟
  5. رباعی شمارهٔ ۱۰۲من باغ ارم بر سر کویت دیدم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۰۳از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟
  7. رباعی شمارهٔ ۱۰۴در مجلس تو ز گل پراکنده‌ترم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰۵درویش، ز تن جامه صورت بر کن
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.