پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی

سلمان ساوجی

رباعیات

۱۱۳ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ آمد سحری ندا ز میخانه ما
  2. رباعی شمارهٔ ۲ ای آنکه تو طالب خدایی به خود آ
  3. رباعی شمارهٔ ۳ با باد، دلم گفت که بادا بادا
  4. رباعی شمارهٔ ۴ جز نقش تو در نظر نیامد ما را
  5. رباعی شمارهٔ ۵ از عهد و وفا هیچ خبر نیست تو را
  6. رباعی شمارهٔ ۶ با طبع لطیف از در لطف در آ
  7. رباعی شمارهٔ ۷ گفتم که مگر به اتفاق اصحاب
  8. رباعی شمارهٔ ۸ درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست
  9. رباعی شمارهٔ ۹ اشکم ز رخ تو لاله رنگ آمده است
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ من با کمر تو در میان کردم دست
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ دیدیم که این دایره بی سر و بن
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ تا با شدم این جان گرامی در تن،
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ بیماری شمع بین و آن مردن او
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ یاقوت لبا، لعل بدخشانی کو؟
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ این ابر نگر خیمه بر افلاک زده
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ ای سایه سنبلت سمن پرورده،
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ در رشته دندان تو ای غیرت مه
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ دیدم صنمی خراب و مست افتاده
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ ای سکه‌ای از خاک درت بر هر وجه
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ چون حال دل من ز غمت گشت تباه
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ با منعم خود برون منه پای ز راه
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ ای بس که شکست و باز بستم توبه
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ ای دوست کجائی و کجائی که نئی؟
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ چون چشم سیه بناز می‌گردانی
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ در معده خالی ندهد مل ذوقی
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ سوسن ز صبا یافت خط آزادی
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ تا اسب مراد شه صفت می‌تازی
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ دی دیده به دل گفت که چرا پر خونی؟
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ ای دیده پی بلای دل می‌پوئی
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ می‌گفت عماد کاشی از نادانی
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ زنجیر سر زلف چو می‌جنبانی
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ ای دیده اگر هزار سیل انگیزی
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ ای ابر بهار خانه پرورده تست
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ قسم تو اگر مراد گر حرمان است،
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ در طیره‌ام از باد که آمد سویت
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ با مهر رخ تو بیش از این تابم نیست
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ آتش ز دهان شمع دیشب می‌جست
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ ما هم که رخش روشنی خور بگرفت
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ تا ناله بلبلم به گوش آمده است
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ با لعل لبت شراب را مستی نیست
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ در معرض رویت قمر آمد بشکست
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ با آنکه دو چشم شوخ او عربده جوست
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ آن یار که بی نظیر و بی مانند است
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ آورد بهم تیر و کمان را در دست
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ دیشب سر زلف یار بگرفتم مست
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ قسمم همه درد است و دوا چیزی نیست
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ مقصود ز احسان درم و دینار است
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ این اشک گریز پا که خونی من است
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ گل بین که ز عندلیب بگریخته است
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ شاها ز تو چشم سلطنت را نور است
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ چون در سر زلف تو صبا می‌پیچد
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ خالت که بر آن عارض مهوش زده‌اند
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ سیمین ز نخت که جان از آن بنماید
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ گل افسری از لعل و گهر می‌سازد
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ این عمر نگر چه محنت افزای آمد
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ در وصف لبت نطق زبان بسته بود
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ آن را که می و مطرب دلکش باشد
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ گل زر به کف و شراب در سر دارد
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ چون قسم تو آنچه عدل قسمت فرمود،

متن اشعار به نقل از گنجور.