پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۳

با آنکه دو چشم شوخ او عربده جوست

در شوخی و دلبری خم ابروی اوست

بالای تو چشم است که می‌یارد گفت

با دوست که بالای دو چشمت ابروست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۵آورد بهم تیر و کمان را در دست
  2. رباعی شمارهٔ ۴۶دیشب سر زلف یار بگرفتم مست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۷قسمم همه درد است و دوا چیزی نیست
  4. رباعی شمارهٔ ۴۸مقصود ز احسان درم و دینار است
  5. رباعی شمارهٔ ۴۹این اشک گریز پا که خونی من است
  6. رباعی شمارهٔ ۵۰گل بین که ز عندلیب بگریخته است
  7. رباعی شمارهٔ ۵۱شاها ز تو چشم سلطنت را نور است
  8. رباعی شمارهٔ ۵۲چون در سر زلف تو صبا می‌پیچد
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.