پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۰

می‌گفت عماد کاشی از نادانی

کامسال گرانی بود از بی نانی

تا بود وجود او گران بود همه

چون مرد کنون هست بدین ارزانی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۲گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی
  2. رباعی شمارهٔ ۳۳ای دیده اگر هزار سیل انگیزی
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴ای ابر بهار خانه پرورده تست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۵قسم تو اگر مراد گر حرمان است،
  5. رباعی شمارهٔ ۳۶در طیره‌ام از باد که آمد سویت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷با مهر رخ تو بیش از این تابم نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۸آتش ز دهان شمع دیشب می‌جست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹ما هم که رخش روشنی خور بگرفت
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.