پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳

با باد، دلم گفت که بادا بادا

با یار بگو و هر چه بادا بادا

کآن کس که مرا ز صحبتت کرد جدا

شب با غم و رنج روز بادا بادا

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵از عهد و وفا هیچ خبر نیست تو را
  2. رباعی شمارهٔ ۶با طبع لطیف از در لطف در آ
  3. رباعی شمارهٔ ۷گفتم که مگر به اتفاق اصحاب
  4. رباعی شمارهٔ ۸درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست
  5. رباعی شمارهٔ ۹اشکم ز رخ تو لاله رنگ آمده است
  6. رباعی شمارهٔ ۱۰من با کمر تو در میان کردم دست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۱دیدیم که این دایره بی سر و بن
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲تا با شدم این جان گرامی در تن،
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.