پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۲

زلف سیهت که بر مهت می‌پوید

در باغ رخت سنبل و گل می‌بوید

بر گوش تو سر نهاده و اندر گوشت

احوال پریشانی ما می‌گوید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۶۴جان در طلب رطل گران می‌گردد
  2. رباعی شمارهٔ ۶۵زلف تو همه روز مشوش باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۶۶ترکم که مهش به پیش زانو می‌زد
  4. رباعی شمارهٔ ۶۷کیرم که همیشه آب خود می‌ریزد
  5. رباعی شمارهٔ ۶۸سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند
  6. رباعی شمارهٔ ۶۹ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟
  7. رباعی شمارهٔ ۷۰از شمع جمال تو دلم تاب کشد
  8. رباعی شمارهٔ ۷۱روزی که سمن بر لب جو بر روید
همه‌ی رباعیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.