پرش به محتوای اصلی
رهی معیری

رهی معیری

غزلها - جلد اول

۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شاهد افلاکی چون زلف توام جانا در عین پریشانی
  2. حدیث جوانی اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام
  3. سوزد مرا سازد مرا ساقی بده پیمانه‌ای زآن می که بی‌خویشم کند
  4. زندان خاک با دل روشن در این ظلمت‌سرا افتاده‌ام
  5. آتش خاموش نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
  6. طوفان حادثات این سوز سینه شمع شبستان نداشته است
  7. داغ تنهایی آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
  8. نیلوفر نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیده‌ام
  9. رسوای دل همچو نی می‌نالم از سودای دل
  10. غرق تمنای توام در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنم
  11. دِلِ زاری که من دارم نداند رسم یاری بی‌وفا یاری که من دارم
  12. ماجرای اشک تابد فروغ مهر و مه از قطره‌های اشک
  13. ترک خودپرستی کن گر به چشم دل جانا جلوه‌های ما بینی
  14. گوهر تابناک زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم
  15. خیال‌انگیز خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی
  16. گریهٔ بی‌اختیار تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
  17. بهشت آرزو بر جگر داغی ز عشق لاله‌رویی یافتم
  18. ساغر هستی ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
  19. چشمهٔ نور هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریم
  20. نای خروشان چو نی به سینه خروشد دلی که من دارم
  21. خندهٔ مستانه با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام
  22. پرنیان‌پوش ز گرمی بی‌نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشی
  23. جلوهٔ ساقی در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟
  24. تشنهٔ درد نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم

متن اشعار به نقل از گنجور.