پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد اول

چشمهٔ نور

هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریم

رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم

خاریم و طربناک‌تر از باد بهاریم

خاکیم و دل‌آویزتر از بوی عبیریم

از نعره مستانه ما چرخ پر آواست

جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم

از ساغر خونین شفق باده ننوشیم

وز سفره رنگین فلک لقمه نگیریم

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند

آیینه صبحیم و غباری نپذیریم

ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم

ما زنده عشقیم نمردیم و نمیریم

هم‌صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه

روشندل و صاحب‌اثر و پاک‌ضمیریم

از شوق تو بی‌تاب‌تر از باد صباییم

بی‌روی تو خاموش‌تر از مرغ اسیریم

آن کیست که مدهوش غزل‌های رهی نیست ؟

جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم

ادامه‌ی غزلها - جلد اول

  1. خندهٔ مستانهبا عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام
  2. پرنیان‌پوشز گرمی بی‌نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشی
  3. جلوهٔ ساقیدر قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟
  4. تشنهٔ دردنه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم
همه‌ی غزلها - جلد اول ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.