پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه

۷۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خواهی که بیابد دل تو ملک ابد
  2. شمارهٔ ۲ پیوسته چو باشی تو به بازی مشغول
  3. شمارهٔ ۳ از عمر عزیز خود دریغا که بسی
  4. شمارهٔ ۴ گیرم که دل از بدی نمی پالایی
  5. شمارهٔ ۵ بستردنی است هر چه بنگاشته ام
  6. شمارهٔ ۶ هر لحظه دلم در طلب دلداری
  7. شمارهٔ ۷ یکچند دویدیم نه بر راه صواب
  8. شمارهٔ ۸ در عمر درنگ نیست ممکن، بشتاب
  9. شمارهٔ ۹ چون رفت رقیب عمر دریاب ای دل
  10. شمارهٔ ۱۰ دردا که به هرزه زندگانی بگذشت
  11. شمارهٔ ۱۱ ماهی امید عمرم از شست برفت
  12. شمارهٔ ۱۲ جان گر به تن آباد بود هیچ بود
  13. شمارهٔ ۱۳ در دیده زسودای تو دودی دارم
  14. شمارهٔ ۱۴ قومی شده تازنده به اسرار جهان
  15. شمارهٔ ۱۵ عمری که به یاد این و آن می‌گذرد
  16. شمارهٔ ۱۶ بی قدر دلا چو خاک کو خواهی شد
  17. شمارهٔ ۱۷ چون جمله خطا کنی صوابت چه بود
  18. شمارهٔ ۱۸ شد عمر خراب زار رو برنامد
  19. شمارهٔ ۱۹ گر می خواهی که روز و شب گردی شاد
  20. شمارهٔ ۲۰ بر اهل هنر کار پریشان بهتر
  21. شمارهٔ ۲۱ ای دل تو اگر به گوشه ای بنشینی
  22. شمارهٔ ۲۲ خود را تو اگر عشوه دمادم ندهی
  23. شمارهٔ ۲۳ یا رب چه خوش است بر جهان خندیدن
  24. شمارهٔ ۲۴ از بند خود ار دلم رهایی یابد
  25. شمارهٔ ۲۵ آدم که همی زد دم بی درمانی
  26. شمارهٔ ۲۶ با دست تهی پرهوسان را چه دهند
  27. شمارهٔ ۲۷ از دست اجل جان نبرد زاینده
  28. شمارهٔ ۲۸ آنها که جهان به کام دل داشته اند
  29. شمارهٔ ۲۹ از آخر عمر اگر کسی یاد کند
  30. شمارهٔ ۳۰ از دست اجل هیچ قدح نوش مکن
  31. شمارهٔ ۳۱ قیصر که زمین به پای حشمت فرسود
  32. شمارهٔ ۳۲ بر سبزه چو چشم ابر نوروز گریست
  33. شمارهٔ ۳۳ با یار اگر آرمیده باشی همه عمر
  34. شمارهٔ ۳۴ امروز زخیل دل چو بیرون باشی
  35. شمارهٔ ۳۵ تا از دم خواجگی و میری نرهی
  36. شمارهٔ ۳۶ تا ظن نبری که کاردان خواهی بود
  37. شمارهٔ ۳۷ مهمان جهان یکشبه بنمای که بود
  38. شمارهٔ ۳۸ محراب چمن را زگل آمد قندیل
  39. شمارهٔ ۳۹ اسباب فلک چو مهره بشمرد به خاک
  40. شمارهٔ ۴۰ پروانگکی به پیش شمعی بپرید
  41. شمارهٔ ۴۱ چون از پی دلبر دل شوریده برفت
  42. شمارهٔ ۴۲ بی روی تو گرچه رهگذر جای گل است
  43. شمارهٔ ۴۳ انعام تو عام است و دلم بی بهر است
  44. شمارهٔ ۴۴ چون معترفم بدانچ سرمستی هست
  45. شمارهٔ ۴۵ بیچاره دل شکسته چون بستهٔ تست
  46. شمارهٔ ۴۶ دلدار چو دید خسته و غمگینم
  47. شمارهٔ ۴۷ از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
  48. شمارهٔ ۴۸ هر جا که سری است پر زسودای شماست
  49. شمارهٔ ۴۹ گر جور کنی از تو فغان نتوان کرد
  50. شمارهٔ ۵۰ زین گونه که طبع سرکش دلبر ماست
  51. شمارهٔ ۵۱ چندانک منم هزار چندان غم تست
  52. شمارهٔ ۵۲ بی آنک شود زما گناهی پیدا
  53. شمارهٔ ۵۳ تا کی سخن حال مشوّش گویم
  54. شمارهٔ ۵۴ تا یوسف دل را نکنی از بن چاه
  55. شمارهٔ ۵۵ تو چیز طلب کت بستاند زهمه
  56. شمارهٔ ۵۶ دل بر طرب و عیش نهادن بهتر
  57. شمارهٔ ۵۷ هر چند که عقل داری و دیده و هوش
  58. شمارهٔ ۵۸ آن کس که گل وجود آدم بکند
  59. شمارهٔ ۵۹ گر بر سر بحر علم بینا گردی
  60. شمارهٔ ۶۰ نقش تو دَرون دیده بنگاشته به

متن اشعار به نقل از گنجور.