الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
۷۴ شعر
فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ خواهی که بیابد دل تو ملک ابد
- شمارهٔ ۲ پیوسته چو باشی تو به بازی مشغول
- شمارهٔ ۳ از عمر عزیز خود دریغا که بسی
- شمارهٔ ۴ گیرم که دل از بدی نمی پالایی
- شمارهٔ ۵ بستردنی است هر چه بنگاشته ام
- شمارهٔ ۶ هر لحظه دلم در طلب دلداری
- شمارهٔ ۷ یکچند دویدیم نه بر راه صواب
- شمارهٔ ۸ در عمر درنگ نیست ممکن، بشتاب
- شمارهٔ ۹ چون رفت رقیب عمر دریاب ای دل
- شمارهٔ ۱۰ دردا که به هرزه زندگانی بگذشت
- شمارهٔ ۱۱ ماهی امید عمرم از شست برفت
- شمارهٔ ۱۲ جان گر به تن آباد بود هیچ بود
- شمارهٔ ۱۳ در دیده زسودای تو دودی دارم
- شمارهٔ ۱۴ قومی شده تازنده به اسرار جهان
- شمارهٔ ۱۵ عمری که به یاد این و آن میگذرد
- شمارهٔ ۱۶ بی قدر دلا چو خاک کو خواهی شد
- شمارهٔ ۱۷ چون جمله خطا کنی صوابت چه بود
- شمارهٔ ۱۸ شد عمر خراب زار رو برنامد
- شمارهٔ ۱۹ گر می خواهی که روز و شب گردی شاد
- شمارهٔ ۲۰ بر اهل هنر کار پریشان بهتر
- شمارهٔ ۲۱ ای دل تو اگر به گوشه ای بنشینی
- شمارهٔ ۲۲ خود را تو اگر عشوه دمادم ندهی
- شمارهٔ ۲۳ یا رب چه خوش است بر جهان خندیدن
- شمارهٔ ۲۴ از بند خود ار دلم رهایی یابد
- شمارهٔ ۲۵ آدم که همی زد دم بی درمانی
- شمارهٔ ۲۶ با دست تهی پرهوسان را چه دهند
- شمارهٔ ۲۷ از دست اجل جان نبرد زاینده
- شمارهٔ ۲۸ آنها که جهان به کام دل داشته اند
- شمارهٔ ۲۹ از آخر عمر اگر کسی یاد کند
- شمارهٔ ۳۰ از دست اجل هیچ قدح نوش مکن
- شمارهٔ ۳۱ قیصر که زمین به پای حشمت فرسود
- شمارهٔ ۳۲ بر سبزه چو چشم ابر نوروز گریست
- شمارهٔ ۳۳ با یار اگر آرمیده باشی همه عمر
- شمارهٔ ۳۴ امروز زخیل دل چو بیرون باشی
- شمارهٔ ۳۵ تا از دم خواجگی و میری نرهی
- شمارهٔ ۳۶ تا ظن نبری که کاردان خواهی بود
- شمارهٔ ۳۷ مهمان جهان یکشبه بنمای که بود
- شمارهٔ ۳۸ محراب چمن را زگل آمد قندیل
- شمارهٔ ۳۹ اسباب فلک چو مهره بشمرد به خاک
- شمارهٔ ۴۰ پروانگکی به پیش شمعی بپرید
- شمارهٔ ۴۱ چون از پی دلبر دل شوریده برفت
- شمارهٔ ۴۲ بی روی تو گرچه رهگذر جای گل است
- شمارهٔ ۴۳ انعام تو عام است و دلم بی بهر است
- شمارهٔ ۴۴ چون معترفم بدانچ سرمستی هست
- شمارهٔ ۴۵ بیچاره دل شکسته چون بستهٔ تست
- شمارهٔ ۴۶ دلدار چو دید خسته و غمگینم
- شمارهٔ ۴۷ از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
- شمارهٔ ۴۸ هر جا که سری است پر زسودای شماست
- شمارهٔ ۴۹ گر جور کنی از تو فغان نتوان کرد
- شمارهٔ ۵۰ زین گونه که طبع سرکش دلبر ماست
- شمارهٔ ۵۱ چندانک منم هزار چندان غم تست
- شمارهٔ ۵۲ بی آنک شود زما گناهی پیدا
- شمارهٔ ۵۳ تا کی سخن حال مشوّش گویم
- شمارهٔ ۵۴ تا یوسف دل را نکنی از بن چاه
- شمارهٔ ۵۵ تو چیز طلب کت بستاند زهمه
- شمارهٔ ۵۶ دل بر طرب و عیش نهادن بهتر
- شمارهٔ ۵۷ هر چند که عقل داری و دیده و هوش
- شمارهٔ ۵۸ آن کس که گل وجود آدم بکند
- شمارهٔ ۵۹ گر بر سر بحر علم بینا گردی
- شمارهٔ ۶۰ نقش تو دَرون دیده بنگاشته به
متن اشعار به نقل از گنجور.