پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲ امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ دل به زلف یار هم آرام نتوانست‌کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ اول دل ستمزده قطع امید کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ از تغافل‌زدنی ترک سبب باید کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
  9. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹ دل سحرگاهی به‌گلشن یاد آن رخسار کرد
  10. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ عشق مطرب‌زاده‌ای بر ساز و تقوا زور کرد
  11. غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ آگاهی از خیال خودم بی‌نیاز کرد
  12. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد
  13. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال ‌کرد
  14. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کرد
  15. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
  16. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کرد
  17. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ عجز طاقت به‌ گرفتاری غم شادم‌ کرد
  18. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ وداع عمر چمن‌ساز اعتبارم کرد
  19. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ گر کمال اختیار خواهم کرد
  20. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ طبع سرکش خاک‌گشت و چشم شرمی وانکرد
  21. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد
  22. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد
  23. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه‌کرد
  24. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد
  25. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
  26. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد
  27. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ پیکرم چون تیشه تا از جان‌ کنی یاد آورد
  28. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ پای طلب دمی‌که سر از دل برآورد
  29. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ زین شیشهٔ ساعت ‌که مه و سال برآورد
  30. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت به‌در آورد
  31. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد
  32. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیرد
  33. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد
  34. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد
  35. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
  36. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶ به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد
  37. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد
  38. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ تدبیر عنان من پر شور نگیرد
  39. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد
  40. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰ فسردگیهای ساز امکان ترانه‌ام را عنان نگیرد
  41. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ دل به خرسندی اگر ترک هوس می‌گیرد
  42. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد
  43. غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ نه هستی از نفس‌هایم شمار ناله می‌گیرد
  44. غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ راه فضولی ما هم در ازل حیا زد
  45. غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ چنین‌گر طیع‌بیدر‌ت‌به‌خورد و خواب‌می‌سازد
  46. غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ نفس ‌با یک‌ جهان وحشت به‌ خاک‌ و آب می‌سازد
  47. غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس می‌سازد
  48. غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زد
  49. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ زبان به‌کام خموشی‌ کشد بیانش و لرزد
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ روزی ‌که قضا سر خط آفاق رقم زد
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ جام غرور کدام رنگ توان زد
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ آنکه ما را به جفا سوخته یا می‌سوزد
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزد
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزد
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ به این عجزم چه ز خاک حیاپرورد برخیزد
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ چوگوهر قطره‌ام تاکی به آب افتدکه برخیزد
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹ چه غفلت یارب از تقریر یأس انجام می‌خیزد
  60. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰ بهار حیرت‌ست اینجا نه‌گل نی جام می‌خیزد

متن اشعار به نقل از گنجور.