پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۱

آگاهی از خیال خودم بی‌نیاز کرد

خود را ندید آینه تا چشم باز کرد

نعل جهان در آتش فکر سلامت است

آن شعله آرمید که مشق گداز کرد

چون آه کرد رهگذر ناامیدی‌ام

هرکس ز پا نشست مرا سرفراز کرد

کو زحمت فراق و کدام انبساط وصل

زین جور آنچه کرد به ما امتیاز کرد

کلفت‌زدای کینهٔ دل‌ها تواضع است

زین تیشه می‌توان‌ گره سنگ باز کرد

حیرت مقیم خانهٔ آیینه است و بس

نتوان به روی ما در دل‌ها فراز کرد

داغم ز سایه‌‌ای ‌که به طوف سجود او

پای طلب ز نقش جبین نیاز کرد

شابت قیام و شیب رکوع و فنا سجود

در هستی و عدم نتوان جز نماز کرد

زین گلستان به حیرت شبنم رسیده‌ام

باید دری به خانهٔ خورشید باز کرد

در پرده بود صورت موهوم هستی‌ام

آیینهٔ خیال تو افشای رازکرد

بر زندگی‌ست بار گرانجانی‌ام هنوز

قد دو تا مرا خم ابروی ناز کرد

گامی نبود بیش ره مقصد فنا

این رشته را نفس به کشاکش دراز کرد

معنی نمای چهره مقصود نیستی ست

بیدل مرا گداختن آیینه‌سازکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال ‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷عجز طاقت به‌ گرفتاری غم شادم‌ کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸وداع عمر چمن‌ساز اعتبارم کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹گر کمال اختیار خواهم کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰طبع سرکش خاک‌گشت و چشم شرمی وانکرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.