پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۳

بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال ‌کرد

سنگ را بیتابی آه شرر غربال ‌کرد

از تب‌ سودای‌ مجنون خواندم‌ افسونی‌ به دشت

گردبادش تا فلک آرایش تبخال‌کرد

ناله توفان‌خیز شد تا نارسا افتاد جهل

بلبل ما طرح منقار از شکست بال‌کرد

قامت پیری قیامت دارد از شور رحیل

خواب ما گر تلخ کرد آواز این خلخال کرد

نفی خود کردم دو عالم آرزو شد محو یاس

گردش رنگ‌ گلم چندین چمن پامال ‌کرد

گر نباشد دل‌، دماغ‌کلفت هستی‌کراست

الفت آیینه‌ام زحمت‌کش تمثال کرد

قوت آمال در پیری یکی ده می‌شود

حلقهٔ قد دوتایم صفر ماه و سال کرد

سیر کوی او خیال آینه‌ای ‌پرداز داد

رنگهای رفته چون تمثال استقبال‌کرد

خلقی از آرایش جاه انفعال ‌اندود رفت

صبح ما هم خنده‌ای بر فرصت اقبال‌کرد

بی‌خمیدن نیست از بار نفس دوش حباب

بیدلان را نیز هستی اینقدرحمال‌کرد

شعلهٔ‌ما بیدل از اسرار راحت‌غافل است

از شکست رنگ باید سر به زیر بال کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷عجز طاقت به‌ گرفتاری غم شادم‌ کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸وداع عمر چمن‌ساز اعتبارم کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹گر کمال اختیار خواهم کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰طبع سرکش خاک‌گشت و چشم شرمی وانکرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.