پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۸

وداع عمر چمن‌ساز اعتبارم کرد

سحر دماندن پیری سمن بهارم‌ کرد

به رنگ دیدهٔ یعقوب حیرتی دارم

که می‌توان نمک خوان انتظارم‌ کرد

تعلق نفسم سوخت تا کجا نالم

غبار وهم گران گشت و کوهسارم‌ کرد

دل ستم‌زده صد جا غم تظلم برد

شکست آینه با عالمی دچارم‌ کرد

غبار می‌دمد از خاک من قدح در دست

نگاه مست که سیر سر مزارم‌ کرد

به نیم چشم زدن قطع شد وجود و عدم

گذشتگی چقدر تیغ آبدارم‌ کرد

نهفته داشت قضا سرنوشت مستی من

نم عرق ز جبین شیشه آشکارم ‌کرد

کنون ز خود مژه بندم ‌که عبرت هستی

غبار هر دو جهان بر نگاه بارم‌کرد

امید روز جزا زحمت خیال مباد

می نخورده در این انجمن خمارم کرد

چو شمع چاره ندارم ز سوختن بیدل

وفا گلی به سرم زد که داغدارم‌ کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰طبع سرکش خاک‌گشت و چشم شرمی وانکرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷پیکرم چون تیشه تا از جان‌ کنی یاد آورد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.