پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۶

عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد

رعشهٔ پیری مبادا ریزد آب‌روی مرد

تا نگردد عجز طاقت شبنم ایجاد عرق

صبح نومیدی مخندان از کمین موی مرد

گر طبیعت غیرت اندیشد ز وضع انفعال

سرنگونی‌ کم وبالی نیست در ابروی مرد

بند بند آخر به رنگ مو دوتا خواهد شدن

در جوانی ننگ اگر دارد ز خم زانوی مرد

هرچه از آثار غیرت می‌تراود غیرتست

جوهر شمشیر دارد موج ز آب جوی مرد

بهر این نقش نگین گر خاتمی پیدا کنی

لافتی ا‌لا علی بنویس بر بازوی مرد

شعلهٔ همت نگون شد کز تصاعد بازماند

خوی شود هرگه تنزل برد ره در خوی مرد

از ازل موقع‌شناسان ربط الفت داده‌اند

آینه با زانوی زن تیغ بر پهلوی مرد

آلت او خصیه‌ای خواهد تصور کرد و بس

در دماغ حیز اگر افتاده باشد بوی مرد

هیچکس ‌نگسیخت ‌بیدل ‌بند اوهامی که نیست

آسمان ‌عمری‌ست ‌می‌گردد به‌جست‌وجوی مرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸پای طلب دمی‌که سر از دل برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹زین شیشهٔ ساعت ‌که مه و سال برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت به‌در آورد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.