پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۱

ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد

مگر دامن همت فردگیرد

خجل می‌روم از زیانگاه هستی

عدم تا چه از من ره‌آوردگیرد

عرق دارد آیینه از شرم رنگم

بگو تا گلاب از گل زرد گیرد

تن‌آسان اقبال بخت سیاهم

حیا بایدم سایه‌ پرورد گیرد

عبث لطمه‌فرسای موت و حیاتم

فلک تاکی‌ام مهرهٔ نردگیرد

شب قانعان از سحر می‌هراسد

مبادا سواد وفا گرد گیرد

به خاکم فرو برد امدادگردون

کم ازپاست دستی‌که نامردگیرد

ز بس یأس در هم شکسته‌ست رنگم

گر آیینه‌گیرم دلم دردگیرد

ازبن باغ عبرت نجوشید بیدل

دماغی ‌که بوی دل سرد گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸تدبیر عنان من پر شور نگیرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰فسردگیهای ساز امکان ترانه‌ام را عنان نگیرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.