پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۶

به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد

خمار اگر عسس آید برون ‌که مست نگیرد

بساز با دل خرسندی از جهان تعین

که چون‌ کلاهش اگر بشکنی شکست نگیرد

به رنگی آینه پردازده‌ که تا به قیامت

جریده‌ات چو عدم نقش هرچه هست نگیرد

گشاد دست‌و دل است انجمن‌طرازی مشرب

کس این قدح به‌کف آستین‌پرست نگیرد

دگر امید چه دارد به صیدگاه تخیل

کسی‌ که ماهی بحر گمان به شست نگیرد

کجاست جز سر تسلیم ما به راه محبت

فتاده‌ای که کسش جز غبار دست نگیرد

به صیدگاه طلب مگسل از رسایی همت

که غیر عقدهٔ دل رشته چو‌ن ‌گسست نگیرد

ندید قطره ز قعر محیط غیر فسردن

چه ممکن است‌که دل در جهان پست نگیرد

سیه مکن ورق امتحان آینه بیدل

که مشق خامهٔ سعی نفس نشست نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸تدبیر عنان من پر شور نگیرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰فسردگیهای ساز امکان ترانه‌ام را عنان نگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱دل به خرسندی اگر ترک هوس می‌گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۳نه هستی از نفس‌هایم شمار ناله می‌گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۴راه فضولی ما هم در ازل حیا زد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۵چنین‌گر طیع‌بیدر‌ت‌به‌خورد و خواب‌می‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.