پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵

چنین‌گر طیع‌بیدر‌ت‌به‌خورد و خواب‌می‌سازد

به چشمت اشک را هم‌گوهر نایاب می‌سازد

ضعیفی دامنت دارد خروش درد پیدا کن

که‌ هرجا رشته‌ٔ سازی‌ست با مضراب می‌سازد

درین میخانه فرش سجده باید بود مستان را

که موج باده از خم تا قدح محراب می‌سازد

جنون کن در بنای خانمان هوش آتش زن

همین وضعت خلاص از کلفت اسباب می‌سازد

نفس را الفت دل نیست جز تکلیف بیتابی

که دود از صحبت آتش به پیچ و تاب می‌سازد

چو صبحی‌ کز حضور آفتاب انشا کند شبنم

خیال او نفس در سینهٔ من آب می‌سازد

چنین کز سوز دل خاکستر ایجاد است اعضایم

تب پهلوی من از بوریا سنجاب می‌سازد

به برق همت از ابرکرم قطع نظرکردم

تریهای هوس کشت مرا سیراب می‌سازد

به هجران ذوق وصلی د‌ارم و بر خویش می‌بالم

در آتش نیز این ماهی همان با آب می‌سازد

درین محفل ندارد بوی راحت چشم واکردن

نگاه بیدماغان بیشتر با خواب می‌سازد

ندارد بزم امکان چون ضعیفی‌،‌کیمیاسازی

که اجزای غرور خلق را آداب می‌سازد

تواضعهای ظالم مکر صیادی بود بیدل

که میل آهنی را خم شدن قلاب می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲۷چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس می‌سازد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲۸تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲۹حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۰زبان به‌کام خموشی‌ کشد بیانش و لرزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۱روزی ‌که قضا سر خط آفاق رقم زد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲جام غرور کدام رنگ توان زد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳آنکه ما را به جفا سوخته یا می‌سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.