پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۹

گر کمال اختیار خواهم کرد

نیستی آشکار خواهم کرد

جیب هستی قماش رسوایی‌ست

به نفس تار تار خواهم کرد

صفر چندی‌ گر از میان بردم

یک خود را هزار خواهم‌کرد

کس سوال مرا جواب نگفت

ناله در کوهسار خواهم کرد

دور گل گر گذشت گو بگذر

یک‌، دو ساغر بهار خواهم کرد

شوق تا انحصار نپذیرد

وصل را انتظار خواهم ‌کرد

داغ آهی اگر بهار کند

سرو و گل اعتبار خواهم‌ کرد

گر به خلدم برند و گر به جحیم

یاد آن گلعذار خواهم کرد

اینقدر جرم ننگ عفو مباد

هرچه کردم دوبار خواهم کرد

صد فلک انتظار می‌بالد

با که خود را دچار خواهم‌ کرد

انجمن‌ گر دلیل عبرت نیست

سیر شمع مزار خواهم کرد

در عدم آخر از هوای خطی

خاک خود را غبار خواهم ‌کرد

وضع‌ آغوش وصل‌ ممکن نیست

از دو عالم کنار خواهم کرد

آسمان سرنگون بیکاری‌ست

من‌که هیچم چه‌ کار خواهم ‌کرد

بیدل از صحبتم کنار گزین

فرصتم من فرار خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه‌کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷پیکرم چون تیشه تا از جان‌ کنی یاد آورد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸پای طلب دمی‌که سر از دل برآورد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.