پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد

دستی نداشت طاقت‌، جیبم چنین‌ که شق‌ کرد

دل تشنهٔ جنونهاست از وهم و ظن مپرسید

زین دست مشق بسیار مجنون بر این ورق ‌کرد

پیداست شغل زاهد، وقت دگر چه باشد

سرها به یکدگرکوفت هرگه‌که یاد حق‌کرد

دل با کمال تحقیق از شبهه‌ام نپرداخت

آیینه ساخت امّا پرداز بی‌نسق کرد

زبن باغ تا دمیدم جز خون دل نچیدم

گلگون قبای نازی صبح مرا شفق‌کرد

از انفعالم آخر شستند دست قاتل

خونم روان نگردید رنگ حنا عرق‌کرد

مهمان این بساطیم اما چه سود بیدل

دیدار نعمتی بود آیینه در طبق کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۶شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۷عجز طاقت به‌ گرفتاری غم شادم‌ کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸وداع عمر چمن‌ساز اعتبارم کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹گر کمال اختیار خواهم کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰طبع سرکش خاک‌گشت و چشم شرمی وانکرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.