پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۷

چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد

جبین بر خاک مالد گر ز رویم رنگ برخیزد

مژه واکردن آسان نیست زبن خوابی ‌که من دارم

ز صیقل آینه پاها خورد تا زنگ برخیزد

جهان ما و من ناموسگاه وهم می‌باشد

چه امکان است از اینجا رسم نام و ننگ برخیزد

غرورش را بساط عجز ما آموخت رعنایی

که آتش در نیستان چون فتد آهنگ برخیزد

گر آزادی درین زندان‌سرا تا کی به خون خفتن

دل بی‌مدعا از هر چه گردد تنگ برخیزد

جنون زین دشت و در هر جا غبار وحشتم گیرد

کنم گردی که دور از من به صد فرسنگ برخیزد

فلک در گردش‌ است از وهم ‌ممکن ‌نیست‌ وارستن

مگر از پیش چشم این کاسه‌های بنگ برخیزد

به حرف و صوت ازین کهسار نتوان برد افسردن

قیامت صور بندد بر صدا تا سنگ برخیزد

گرانجانی مکن تا ننگ خفّت‌ کم‌کشد همت

که هر کس مدتی یکجا نشیند لنگ برخیزد

فریب صلح از تعظیم مغروران مخور بیدل

رگ ‌گردن چو برخیزد به عزم جنگ برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹چه غفلت یارب از تقریر یأس انجام می‌خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۰بهار حیرت‌ست اینجا نه‌گل نی جام می‌خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱به این ضعفی ‌که جسم زارم از بستر نمی‌خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲نشئه دودی است‌ که از آتش می می‌خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳تبسم هرکجا رنگ سخن زان لعل تر ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴وداع‌ کلفتم تا گل‌ کند چاک جگر ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵خرد به عشق‌ کند حیله‌ساز جنگ و گریزد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶مباش غره به سامان این بنا که نریزد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.