پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۴

وداع‌ کلفتم تا گل‌ کند چاک جگر ریزد

شب از برچیدن دامان‌ گریبان سحر ریزد

نی‌ام فرهاد لیک از دل‌گرانی‌ کلفتی دارم

که بار نالهٔ من بیستون را از کمر ریزد

در این‌ گلشن چو شبنم از محبت چشم آن دارم

که سرتا پای من بگدازد و یک چشم تر ریزد

مجویید از هجوم آرزو غیر از گداز دل

کف خون است اگر این رنگ‌ها بر یکدگر ریزد

جهان را اعتباری هست تا نیرنگ مشتاقی

چو چشم آید به هم‌، ناچار مژگان از نظر ریزد

سر و برگ اجابت نیست آه حسرت ما را

همان بهتر که این آتش به بنیاد اثر ریزد

محبت‌ کشته‌ را سهل‌ است اشک از دیده افشاندن

که عاشق‌ گرد اگر از دامن افشاند جگر ریزد

هوس‌ پیمایی آماده‌ست اسباب ندامت را

حذر آن شیوه‌ کز بی‌حاصلی خاکت به سر ریزد

به انداز خرامش‌ کبک اگر دوزد نظر بیدل

خجالت در غبار نقش پایش بال و پر ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶مباش غره به سامان این بنا که نریزد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰باز اشکم به خیالت چه فسون می‌ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱چاک کسوت فقرم رنگ خنده می‌ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲به طراز دامن ناز و چه ز خاکساری ما رسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.