پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۳

بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد

ما خود نمی‌رسیم مگرعجزما رسد

هر شیوه‌ای کمینگر ایجاد رتبه‌ای‌ست

شکل غبار ناشده‌کی بر هوا رسد

فهم شباب قابل تحقیق ضعف نیست

پیری‌ست فطرتی‌که به قد دوتا رسد

ما را چو شمع‌ کشته اگر اوج بینش است

کم نیست ا-‌بنکه سعی نگه تا به پا رسد

در وادیی ‌که منزل و ره جمله رفتنی‌ست

اندیشه رفته است ز خود تا کجا رسد

آیینه را به قسمت حیرت قناعتی‌ست

زین جوش خون بس است ‌که رنگی به ما رسد

تا گرد ما و من به هوا نیست پر فشان

بیدل به کنه ذره رسیدن‌ کرا رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵دگر تظلم ما عاجزان‌کجا برسد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶سراغت از چمن‌‌ کبریا که می‌پرسد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹سَحَرِ طلو‌عِ گلِ دعا که مرادِ اهلِ هِمَم رسد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱همه راست زین چمن آرزو، که به کام دل ثمری رسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲تا ز چمن دماغ را بوی بهار می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.