پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۰

تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسد

آنجه زیر قدم تست به دیدن نرسد

پیش از انجام تماشا همه افسانه شمار

دیدنی نیست که آخر به شنیدن نرسد

ای طرب در قفس غنچه پرافشان می‌باش

صبح ما رفت به جایی ‌که دمیدن نرسد

نخل یأسیم‌ که در باغ طرب‌خیز هوس

ثمر ما به تمنای رسیدن نرسد

بی‌طلب برگ دو عالم همه ساز است اما

حرص مشکل‌که به رنج طلبیدن نرسد

شرر کاغذت آمادهٔ صد پرواز است

صفحه آتش زن اگر مشق پریدن نرسد

نشود حکم قضا تابع تدبیرکسی

به‌گمان فلک افسون‌کشیدن نرسد

جوهری لازم آیینهٔ عریانی نیست

دامن ‌کسوت دیوانه به چیدن نرسد

مطلب بوی ثبات از چمن عشرت دهر

هر چه بر رنگ تند جز به پریدن نرسد

شرح چاک جگر از عالم تحریر جدست

آه اگر نامهٔ عاشق به دریدن نرسد

بیدل افسانهٔ راحت ز نفس چشم مدار

این نسیمی است‌ که هرگز به وزیدن نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲تا ز چمن دماغ را بوی بهار می‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳زبرگردون آنچه ازکشت تو و من می‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴آه به درد عجز هم‌ کوشش ما نمی‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵تا گرد ما به اوج ثریا نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶کار دلها باز از آن مژگان به سامان می‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷هرگز به دستگاه نظر پا نمی‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸نشئهٔ‌گوشهٔ دل از دیر و حرم نمی‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹صبح شو ای‌شب‌که خورشید من‌اکنون می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.