پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۵

تا گرد ما به اوج ثریا نمی‌رسد

سعی طلب به آبلهٔ پا نمی‌رسد

توفان ناله‌ایم و تحیر همان بجاست

آیینه جوهرت به دل ما نمی‌رسد

عشق ازگداز رنگ هوس آب دادن است

بی‌خس نهال شعله به بالا نمی‌رسد

گر فقر و گر غنا مگذر از حضور شوق

این یک نفس خیال به صد جا نمی‌رسد

عبرت نگاه عالم انجام شمع باش

هرجا سری‌ست جز به ته پا نمی‌رسد

پی ‌خون شدن سراغ‌دلت سخت مشکل است

انگور می نگشته به مینا نمی‌رسد

عرفان نصیب زاهد جنت‌پرست نیست

این جوی خشک‌مغز به دریا نمی‌رسد

از باده مگذرید که این یک دو لحظه عمر

تا انفعال توبهٔ بیجا نمی‌رسد

دیوانگان هزارگریبان دریده‌اند

دست هوس به دامن صحرا نمی‌رسد

بیدل غریب ملک شناسایی خودیم

جزماکسی به بیکسی ما نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷هرگز به دستگاه نظر پا نمی‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸نشئهٔ‌گوشهٔ دل از دیر و حرم نمی‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹صبح شو ای‌شب‌که خورشید من‌اکنون می‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱به امیدِ فنا تاب و تبِ هستی گوارا شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ز تنگی منفعل‌ گردید دل آفاق پیدا شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳صفا داغ‌ کدورت‌ گشت سامان من و ما شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴کسی معنی بحر فهمیده باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.