پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۲

ز تنگی منفعل‌ گردید دل آفاق پیدا شد

گهر از شرم ‌کم‌ظرفی عرق‌ها کرد دریا شد

ز خود غافل گذشتی فال استقبال زد حالت

نگاه از جلوه پیش افتاد امروز تو فردا شد

تماشای غریبی داشت بزم بی‌تماشایی

فسون‌های تجلی آفت نظاره ما شد

به وهم هوش تاکی زحمت این تنگنا بردن

خوشا دیوانه‌ای کز خویش بیرون رفت و صحرا شد

نفهمیدند این غفلت سوادان معنی صنعی

نظرها بر کجی زد خط خوبان هم چلیپا شد

چو برگردد مزاج از احتیاط خود مشو غافل

سلامت سخت ‌می‌لرزد بر آن سنگی ‌که مینا شد

درین میخانه خواهی سبحه‌گردال‌خواه ساغرکش

همین هوشی که ساز توست خواهد بی‌خودی‌ها شد

به نومیدی نشستم آنقدر کز خویشتن رفتم

درین ویرانه چون شمعم همان واماندگی پا شد

نشد فرصت دلیل آشیان پروانهٔ ما را

شراری در فضای وهم بال افشاند و عنقا شد

تأمل رتبهٔ افکار پیدا می کند بیدل

به خاموشی نفس‌ها سوخت مریم ‌تا مسیحا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴کسی معنی بحر فهمیده باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵پی اشک من ندانم به‌کجا رسیده باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶آن فتنه ‌که آفاقش شور من و ما باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷به که چندی دل ما خامشی انشا باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹چراکس منکر بی‌طاقتیهای درا باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰زشوخی چشم من‌تاکی به روی غیرواباشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.