پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۷

به که چندی دل ما خامشی انشا باشد

جرس قافلهٔ بی‌نفسیها باشد

تا کی ای بیخبر از هرزه‌خروشیهایت

کف افسوس خموشی لب گویا باشد

گوشهٔ بیخبری وسعت دیگر دارد

گرد آسوده همان دامن صحرا باشد

بر دل سوخته‌ام آب مپاش ای نم اشک

برق این خانه مباد آتش سودا باشد

نارسایی قفس تهمت افسرده‌ دلی‌ست

مشکلی نیست ز خود رفتن اگر پا باشد

طلب‌افسرده شود همت اگرتنگ فضاست

تپش موج به اندازهٔ دربا باشد

یارب اندیشهٔ قدرت نکشد دامن دل

زنگ این آینه ترسم ید بیضا باشد

بگدازید که در انجمن یاد وصال

دل اگر خون نشود داغ تمنا باشد

نسخهٔ جسم که بر هم زدن آرایش اوست

کم شیرازه پسندید گر اجزا باشد

شعله‌ها زیرنشین علم دود خودند

چه شود سایهٔ ما هم به سر ما باشد

تو و نظاره نیرنگ دو عالم بیدل

من و چشمی‌ که به حیرانی خود وا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹چراکس منکر بی‌طاقتیهای درا باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰زشوخی چشم من‌تاکی به روی غیرواباشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵محبت ستمگر نباشد نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.