پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۳

صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشد

گل در بغل چراغ باشد

تمثال شریک حسن مپسند

گو آینه بی‌تو داغ باشد

ای سایه نشان خویش‌ گم‌ کن

تا خورشیدت سراغ باشد

آنسوی عدم دو گام واکش

گرآرزوی فراغ باشد

مردیم به حسرت دل جمع

این غنچه‌گل چه باغ باشد

گویند بهشت جای خوبی‌ست

آنجا هم اگر دماغ باشد

بیدل به امید وصل شادیم

گو طوطی بخت زاغ باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵محبت ستمگر نباشد نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸مکتوب شوق هرگز بی‌نامه‌بر نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹هرچند به حق قرب تو مقدور نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۱هرچند دل از وصل قدح‌نوش نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.