پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۰

راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد

در مردمک سیاهی نور است غش نباشد

یاران به شرم کوشید کان رمز آشنایی

بی‌پرده نیست ممکن بیگانه‌وش نباشد

تا از نفس غباری‌ست باید زبان‌ کشیدن

در وادی محبت جز العطش نباشد

بر خوان عشق نتوان شد محرم حلاوت

تا انگبین شمعت انگشت چش نباشد

بر تختهٔ من و ما خال زیاد وهمیم

بازبچه عدم را این پنج و شش نباشد

خواهی به دیر کن ساز خواهی به کعبه پرداز

هنگامهٔ نفسها بی‌کشمکش نباشد

از شیشهٔ تعین ایمن نمی‌توان زیست

در طبع ما گدازی‌ست هر چند غش نباشد

از ضعف بی‌یها بر خاک سجده بردیم

بید آبرو نریزد گر مرتعش نباشد

حیف است دست منعم در آستین شود خشک

این نان نمک ندارد تا پنجه‌کش نباشد

زاهد ز عیش رندان پر غافل است بیدل

فردوس در همین‌جاست گر ریش و فش نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۳هرچند خودنمایی تخت و حشم نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴اگر تعین عنقا هوس پیام نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹وداع سرکشی‌کن‌گر دلت راحت‌کمین باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.