پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۶

دل انجمن محرم و بیگانه نباشد

جز حیرت ادراک درین خانه نباشد

در ساز فنا راحت عشاق مهیاست

بالین وفا بی‌پر پروانه نباشد

بی‌کسب صفا صید معانی چه خیال است

تا سنگ بود شیشه پریخانه نباشد

چون شانه‌ کلید سر مویی نتوان شد

تا سینهٔ چاکت همه دندانه نباشد

دل زانوی فکرش همه چشم است که مینا

چندان‌که خمد بی‌خط پیمانه نباشد

بی‌ساخته حسنی‌ست که دارم به کنارش

مشاطهٔ شوق آینه و شانه نباشد

افسون چه ضرور است به عزم مژه بستن

در خواب عدم حاجت افسانه نباشد

بر اوج مبر پایه اقبال تعین

تا صورت رفتار تو لنگانه نباشد

ابرام هوس می‌کشدت بر در دونان

شاهی اگر این وضع ‌گدایانه نباشد

وحدت چه‌خیال است توان یافت به‌کثرت

چون ریشه دوانید نمو، دانه نباشد

عالم همه محمل‌کش‌ کیفیت اشک است

این قافله بی‌لغزش مستانه نباشد

دل‌گرد جنون می‌کند امروز ببینید

در خانهٔ ما بیدل دیوانه نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹وداع سرکشی‌کن‌گر دلت راحت‌کمین باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰جمعیت از آن دل‌که پریشان تو باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ما راکه نفس آینه پرداخته باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲چشمی‌ که بر آن جلوه نظر داشته باشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳محو طلبت گردی اگر داشته باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴مشتاق تو گر نامه‌بری داشته باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵هر کس به رهت چشم تری داشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.