پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۲

چشمی‌ که بر آن جلوه نظر داشته باشد

یارب به چه جرات مژه برداشته باشد

هر دل‌که ز زخم تو اثر داشته باشد

صد صبح‌گل فیض به بر داشته باشد

عمری‌ست دکان نفس سوخته‌گرم است

ازآه من آیینه خبر داشته باشد

با پرتو خورشید کرم سهل حسابی‌ست

گر شبنم ما دامن تر داشته باشد

دل توشه‌کش وهم حباب‌ست درین بحر

امید که آهی به جگر داشته باشد

جا بر سر دوش است‌کسی راکه درین بزم

با ما چو سبو دست به سر داشته باشد

ازتیغ نگاهت دل آیینه دو نیم است

هرچند ز فولاد سپر داشته باشد

ما را به ادبگاه حضورت چه پیام است

قاصد مگر از خویش خبر داشته باشد

از وحشت ما بر دل کس نیست غباری

یک ذره تپیدن چقدر داشته باشد

ای بیخبر از عشق مجو ساز سلامت

جز سوختن آتش چه هنر داشته باشد

ناکام فسردیم چو خون در رگ یاقوت

رنگی ندمیدیم‌که پر داشته باشد

بیدل خلف سلسلهٔ عبرت امکان

جز مرگ چه از ارث پدر داشته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴مشتاق تو گر نامه‌بری داشته باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵هر کس به رهت چشم تری داشته باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶از نامه‌ام آن شوخ مکدر شده باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷آنجاکه طلب محوتوکل شده باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸تغافل‌چه‌خجلت‌به‌خود چیده‌باشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹خلوتسرای تحقیق کاشانهٔ که باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیام تیغ عالمگیر مستی موج می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱در این خرابه نه دشمن نه دوست می‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.