پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۱

ما راکه نفس آینه پرداخته باشد

تدبیر صفا حیرت بی‌ساخته باشد

فرداست که زیر سپر خاک نهانیم

گو تیغ تو هم به سپهر آخته باشد

تسلیم سرشتیم رعونت چه خیال است

مو تا به ‌کجا گردنش افراخته باشد

با طینت ظالم چه‌ کند ساز تجرّد

ماری به هوس پوستی انداخته باشد

شور طلب از ما به فنا هم نتوان برد

خاکستر عاشق قفس فاخته باشد

بی‌ بوی‌ گلی نیست غبار نفس امروز

یاد که در اندیشهٔ ما تاخته باشد

دلدار گذشت و خبر از دل نگرفتیم

این آینه‌ای نیست که نگداخته باشد

از شرم نثار تو به این هستی موهوم

رنگی که ندارم چقدر باخته باشد

بیدل به هوس دامنت ازکف نتوان داد

ای کاش کسی قدر تو نشناخته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳محو طلبت گردی اگر داشته باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴مشتاق تو گر نامه‌بری داشته باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵هر کس به رهت چشم تری داشته باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶از نامه‌ام آن شوخ مکدر شده باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷آنجاکه طلب محوتوکل شده باشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸تغافل‌چه‌خجلت‌به‌خود چیده‌باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹خلوتسرای تحقیق کاشانهٔ که باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیام تیغ عالمگیر مستی موج می باشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.