پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۱

در این خرابه نه دشمن نه دوست می‌باشد

به هرچه وارسی آنجاکه اوست می‌باشد

به رنج شبهه مفرسا که حرف مکتب عشق

در آن جریده‌ که بی‌پشت و رو‌ست می‌باشد

غم جدایی اسباب می‌خورد همه کس

همیشه نان تعلق دو پوست می‌باشد

تلاش فطرت دون غیر خودنمایی نیست

دماغ آبله آماس دوست می‌باشد

ز بس‌که نسخهٔ تحقیق ما پریشان است

نظر به‌کاشغر و دل به خوست می‌باشد

غبار معبد تقوا به باده ده‌ کانجا

کمال صدق و صفا تا وضوست می‌باشد

تو لفظ‌، مغتنم انگار، فکر معنی چیست

که مغزها همه محتاج پوست می‌باشد

جبین ز سجده ندزدی ‌که سربلندی شرم

به عالمی‌که زمین روبروست می‌باشد

ز تازه‌رویی اخلاق نگذری بیدل

بهار تا اثر رنگ و بوست می‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳لب بی‌صرفه نوا جهل سبق می‌باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۴نقش نیرنگ جهان جوهر رم می‌باشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۵پیر خمیازه‌کش وضع جوان می‌باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶راحت دل ز نفس بال‌فشان می‌باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۷دماغ وحشت‌آهنگان خیال‌آور نمی‌باشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی‌باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹بی زنگ درین محفل آیینه نمی‌باشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰دل خاک سر کوی وفا شد چه بجا شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.