پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۸

بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی‌باشد

زمین خانهٔ خورشید جز گردون نمی‌باشد

شکست‌ کار دنیا نیست تشویش دماغ من

خیال موی چینی در سر مجنون نمی‌باشد

کمند همتم گیرایی دارد که چون گردون

سر من نیز از فتراک من بیرون نمی‌باشد

به دامان قیامت پاک نتوان ‌کرد مژگانم

نم‌ چشمی که من‌ دارم به‌ صد جیحون نمی‌باشد

که دارد طاقت سنگ ترازوی عدم بود

کمم چندانکه از من هیچکس افزون نمی‌باشد

دم تقریر اگر گاهی نفس دزدم مکن عیبم

به طور اهل معنی سکته ناموزون نمی‌باشد

سواد راست‌بینی کردنست ای بیخبر روشن

خط ترسا هم اینجا آنقدر واژون نمی‌باشد

به سامان لباس از سعی رسوایی تبرا کن

عبارت جز گریبان‌چاکی مضمون نمی‌باشد

حذر کن از شکفتن تا نبازی رنگ جمعیت

جراحتها جز آغوش وداع خون نمی‌باشد

درین عبرت فضا تا کی بساط‌ کر و فرچیدن

زمانی بیش گرد سیل در هامون نمی‌باشد

زر و مال‌آنقدر خوشترکه‌خاکش‌کم خوردبیدل

تلاش‌گنج جز سرمنزل قارون نمی‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰دل خاک سر کوی وفا شد چه بجا شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۱دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳صیاد بی‌نشانی پرواز رنگ ما شد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ای شمع تک وتاز نفس ‌گرد سفر شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶اینقدر نمی‌دانم صیدم از چه لاغر شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷مژده ای ذوق وصال آیینه بی‌زنگار شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.