پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۱

دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد

جایش به همین آینه واشد چه بجا شد

اسرار دهانش به جنون زد ز تبسم

آن ‌پیرهن وهم‌قبا شد چه بجا شد

گرد نفسی چند که در سینه شکستیم

تعمیر دل یأس بنا شد چه بجا شد

آن ناله‌ که صد صور قیامت به نفس داشت

پیش نگهت سرمه‌نوا شد چه بجا شد

چون سرو علم ‌کرد مرا بی‌بری من

دست تهی انگشت‌نما شد چه بجا شد

احسان و کرم گرچه ندارد غم تمییز

آن لطف‌که در کار گدا شد چه بجا شد

دل قطره ی اشکی شد و غلتید به پایت

این خون شده همچشم حنا شد چه بجا شد

از کسب صفا شد به دلم‌ کشف معانی

آیینه‌ام اندیشه‌نما شد چه بجا شد

زلفش‌ که به خورشید فشاندی سر دامان

ازسرکشی خویش دوتا شد چه بجا شد

با روی توگل لاف طراوت زد ازآنرو

پامال ره باد صبا شد چه بجا شد

در ساده‌دلی عرض تمنای تو دادیم

بی‌مطلبی اندبشه ‌نما شد چه بجا شد

عمری به هوا شبنم ما هرزه‌دوی‌کرد

آخر ز حیا آبله‌پا شد چه بجا شد

آن چشم‌ که بستیم ز نظاره ی امکان

امروز به دیدار تو واشد چه بجا شد

دل می‌تپد امروز به امید وصالت

در خانهٔ ایینه هوا شد چه بجا شد

در گرد سحر جوهر پرواز هوا بود

بیدل‌ نفس آیینهٔ ما شد چه بجا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳صیاد بی‌نشانی پرواز رنگ ما شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ای شمع تک وتاز نفس ‌گرد سفر شد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶اینقدر نمی‌دانم صیدم از چه لاغر شد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷مژده ای ذوق وصال آیینه بی‌زنگار شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸نقطهٔ دل‌گرد خودگشت و خط پرگار شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹شب که از شور شکست دل اثر پرزور شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰هرکجا عشاق را درد طلب منظور شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.