پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۷

رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشد

طبع سلیم فضل است ارث ‌پدر نباشد

غفلت بهانه‌مشتاق خوابت فسانه‌مایل

بر دیده سخت ظلم است ‌گر گوش ‌کر نباشد

افشای راز الفت بر شرم واگذار‌ید

نگشاید این‌ گره را دستی‌ که تر نباشد

بر آسمان رسیدیم راز درون ندیدیم

این حلقه شبهه دارد بیرون در نباشد

خلق و هزار سودا ما و جنون و دشتی

کانجا ز بیکسی‌ها خاکی به سر نباشد

چین کدورتی هست بر جبههٔ نگین‌ها

تحصیل نامداری بی‌دردسر نباشد

امروز قدر هرکس مقدار مال و جاه است

آدم نمی‌توان‌ گفت آنرا که خر نباشد

در یاد دامن او ماییم و دل‌تپیدن

مشت غبار ما را شغل دگر نباشد

نقد حباب تا کی در کیسهٔ توهم

آهی که ما نداریم گو در جگر نباشد

آن به‌ که برق غیرت بنیاد ما بسوزد

آیینه‌ایم و ما را تاب نظر نباشد

پیداست از ندامت عذر ضعیفی ما

شبنم چه وانماید گر چشم تر نباشد

گردانده گیر بیدل اوراق نسخهٔ وهم

فرصت بهار رنگست رنگ این‌قدر نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹هرچند به حق قرب تو مقدور نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۱هرچند دل از وصل قدح‌نوش نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۳هرچند خودنمایی تخت و حشم نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴اگر تعین عنقا هوس پیام نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.