پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۳

زبرگردون آنچه ازکشت تو و من می‌رسد

دانه تا آید به پیش چشم خرمن می‌رسد

زبن نفسهایی‌که از غیبت مدارا می کنند

غره ی فرصت مشو سامان رفتن می‌رسد

انتظار حاصل این باغ پر بی‌دانشی‌ست

ما ثمر فهمیده‌ایم و بار بستن می‌رسد

این من و ما شوخی ساز ندامتهای ماست

خامشی بر پرده چون‌ گردد به شیون می‌رسد

نور خورشید ازل در عالم موهوم ما

ذره می‌گردد نمایان تا به روزن می‌رسد

رفته رفته بدر می‌گردد هلال ناتوان

سعی چاک جیب ما آخر به دامن می‌رسد

با فقیران ناز خشکی ننگ تحصیل غناست

چرب و نرمی‌ کن اگر نانت به روغن می‌رسد

درکمین خلق غافل‌گر همین صوت و صداست

آخر این‌کهسار سنگش بر فلاخن می‌رسد

دعوی دانش بهل از ختم کار آگاه باش

معرفت اینجا به خود هم بعد مردن می‌رسد

مقصد سعی ترددها همین واماندگیست

هرکه هرجا می رسد تا نارسیدن می‌رسد

زندگی دارد چه مقدار انتظار تیغ مرگ

اندکی تا سرگران شد خم به‌گردن می‌رسد

مشت خاکی بیدل ازتقلید گردون شرم دار

دست قدرت ‌کی به این برج مثمن می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵تا گرد ما به اوج ثریا نمی‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶کار دلها باز از آن مژگان به سامان می‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷هرگز به دستگاه نظر پا نمی‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸نشئهٔ‌گوشهٔ دل از دیر و حرم نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹صبح شو ای‌شب‌که خورشید من‌اکنون می‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱به امیدِ فنا تاب و تبِ هستی گوارا شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ز تنگی منفعل‌ گردید دل آفاق پیدا شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.