پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۶

مباش غره به سامان این بنا که نریزد

جهان طلسم غبارست ازکجا که نریزد

مکش ز جرات اظهار شرم تهمت شوخی

عرق دمی شود آیینهٔ حیا که نریزد

به جدگرفتن تدبیر انتقام چه لازم

همانقدر دم تیغت تنک‌نما که نریزد

قدح به خاک زدیم از تلاش صحبت دونان

نداشت آن همه موج آبروی ما که نریزد

به‌گوش منتظران ترانهٔ غم عشقت

فسانهٔ شبخون دارد آن صدا که نریزد

دل ستمکش بیحاصلی چو آبله دارم

کسی‌کجا برد این دانه زیر پا که نریزد

به باد رفتم و بر طبع‌کس نخورد غبارم

دگر چه سحرکند خاک بی‌عصا که نریزد

نثار راه تو دیدم چکیدن آینه اشکی

گرفتم از مژه‌اش برکف دعا که نریزد

خمید پیکرم از انتظار و جان به لب آمد

قدح به یاد توکج کرده‌ام بیا که نریزد

به این حنا که‌ گرفته است خون خلق به ‌گردن

اگر تو دست فشانی چه رنگها که نریزد

غم مروت قاتل‌گداخت پیکر بیدل

مباد خون ‌کس ارزد به این بها که نریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰باز اشکم به خیالت چه فسون می‌ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱چاک کسوت فقرم رنگ خنده می‌ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲به طراز دامن ناز و چه ز خاکساری ما رسد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴همّت از گردنکشی مشکل به استغنا رسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵دگر تظلم ما عاجزان‌کجا برسد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.