پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ غبار ما به جز این پر شکستنی‌که ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ دل از وسعت اگر شانی ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ عدم زین بیش برهانی ندارد
  9. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ حرص اگر بر عطش غلو دارد
  10. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو دارد
  11. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد
  12. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ این دور، دور حیز است‌، وضع متین که دارد
  13. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
  14. غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ بی‌یأس دل از هرچه ندارد گله دارد
  15. غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ هرجا نفسی هست ز هستی‌ گله دارد
  16. غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد
  17. غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ از چرخ نه هر ابله و نادان‌گله دارد
  18. غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ بهار عیش امکان رنگ وحشت دیده‌ای دارد
  19. غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ نفس را شور دل از عافیت بیگانه‌ای دارد
  20. غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد
  21. غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ خیال خوش‌نگاهان باز با شوخی سری دارد
  22. غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی دارد
  23. غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ نه مفصل نه مجملی دارد
  24. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد
  25. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ ضعیفی‌ها بیان عجز طاقت برنمی‌دارد
  26. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
  27. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
  28. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ اینقدر ریش چه معنی دارد
  29. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
  30. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ نقشم‌کسی از سعی چه فرهنگ برآرد
  31. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
  32. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
  33. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ حاشاکه مرا طعن‌کسان بر سقط آرد
  34. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ فسردن از مزاج شعله خاکستر برون آرد
  35. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ من و حسنی‌که هرجا یادش از دل سر برون آرد
  36. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد
  37. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ احتیاجی که سر مرد به خم می‌آرد
  38. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ در احتیاج نتوان بر سفله التجا برد
  39. غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ خاکستری نماند ز ما تا هوا برد
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ ناموس عالم عین اندیشهٔ سوا برد
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ هیهات دم بازپسین عرض ادب برد
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ احتیاجم خجلت از احباب برد
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ حسرت‌، پیام بیکسی آخر به یار برد
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ شرم‌قصورم از سخن‌، شکوه‌اعتبار برد
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ پیری‌ام آخر می و پیمانه برد
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ ما را به در دل ادب هیچکسی برد
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ مکتوب من به هرکه برد باد می‌برد
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ فکر خویشم آخر از صحرای امکان می‌برد
  50. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ آه به دوستان دگر عرض دعا که می‌برد
  51. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد
  52. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ عرق‌آلوده جمالی ز نظر می‌گذرد
  53. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد
  54. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ بهار می‌رود و گل ز باغ می‌گذرد
  55. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ ز سخت‌جانی من عمر تنگ می‌گذرد
  56. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ ز ساز جسم هزار انفعال می‌گذرد
  57. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ باکه‌گویم چه قیامت به سرم می‌گذرد
  58. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ تا لبش در نظرم می‌گذرد
  59. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
  60. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.