فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ نفس به غیر تک و پوی باطلی که ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ غبار ما به جز این پر شکستنیکه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ قدح، می بر کف است و شمع، گل در آستین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ نهال زندگی بالیدنی وحشتکمین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ دل از وسعت اگر شانی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ عدم زین بیش برهانی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ حرص اگر بر عطش غلو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ پر افشاندهام با اوج عنقا گفتگو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ این دور، دور حیز است، وضع متین که دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ بییأس دل از هرچه ندارد گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ هرجا نفسی هست ز هستی گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ از چرخ نه هر ابله و نادانگله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ بهار عیش امکان رنگ وحشت دیدهای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ نفس را شور دل از عافیت بیگانهای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ خیال خوشنگاهان باز با شوخی سری دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ عالم گرفتاری، خوش تسلسلی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ نه مفصل نه مجملی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ ضعیفیها بیان عجز طاقت برنمیدارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ اینقدر ریش چه معنی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ نقشمکسی از سعی چه فرهنگ برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ حاشاکه مرا طعنکسان بر سقط آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ فسردن از مزاج شعله خاکستر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ من و حسنیکه هرجا یادش از دل سر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ احتیاجی که سر مرد به خم میآرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ در احتیاج نتوان بر سفله التجا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ خاکستری نماند ز ما تا هوا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ ناموس عالم عین اندیشهٔ سوا برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ هیهات دم بازپسین عرض ادب برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ احتیاجم خجلت از احباب برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ حسرت، پیام بیکسی آخر به یار برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ شرمقصورم از سخن، شکوهاعتبار برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ پیریام آخر می و پیمانه برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ ما را به در دل ادب هیچکسی برد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ مکتوب من به هرکه برد باد میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ فکر خویشم آخر از صحرای امکان میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ آه به دوستان دگر عرض دعا که میبرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ عرقآلوده جمالی ز نظر میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ بهار میرود و گل ز باغ میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ ز سختجانی من عمر تنگ میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ ز ساز جسم هزار انفعال میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ باکهگویم چه قیامت به سرم میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ تا لبش در نظرم میگذرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ داغ بودمکه چه خواهم به غمت انشا کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.