پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۱ قضا تا نقش بنیاد من بیکار می‌بندد
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۲ چشم تو به حال من‌ گر نیم نظر خندد
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۳ لعل لب او یکدم بر حالم اگر خندد
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۴ صبری‌که صبح این باغ از ما جدا نخندد
  5. غزل شمارهٔ ۹۶۵ ستمکشی‌ که به جز گریه‌اش نشا‌ید و خندد
  6. غزل شمارهٔ ۹۶۶ جهان‌کجاست‌،‌گلی زان نقاب می‌خندد
  7. غزل شمارهٔ ۹۶۷ رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌درد
  8. غزل شمارهٔ ۹۶۸ هوس در مزرع آمال‌ گو صد خرمن انبارد
  9. غزل شمارهٔ ۹۶۹ بر این ستمکده یارب چه سنگ می‌بارد
  10. غزل شمارهٔ ۹۷۰ نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌بارد
  11. غزل شمارهٔ ۹۷۱ ادب‌سنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
  12. غزل شمارهٔ ۹۷۲ اگر معشوق‌ بی‌مهر است‌ وگر عاشق‌ وفا دارد
  13. غزل شمارهٔ ۹۷۳ تصور جوهر اکاهی قدرت‌کجا دارد
  14. غزل شمارهٔ ۹۷۴ حرصت آن نیست‌ که مرگش‌ ز هوس وادارد
  15. غزل شمارهٔ ۹۷۵ رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد
  16. غزل شمارهٔ ۹۷۶ زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
  17. غزل شمارهٔ ۹۷۷ گهی بر سر،‌ گهی در دل‌،‌ گهی در دیده جا دارد
  18. غزل شمارهٔ ۹۷۸ نوبهار است و جهان سیر چمنها دارد
  19. غزل شمارهٔ ۹۷۹ دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
  20. غزل شمارهٔ ۹۸۰ بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر دارد
  21. غزل شمارهٔ ۹۸۱ بر طمع‌، طبع خسیسی‌ که تفاخر دارد
  22. غزل شمارهٔ ۹۸۲ بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
  23. غزل شمارهٔ ۹۸۳ در این وادی‌ کف یایی ز آسایش خبر دارد
  24. غزل شمارهٔ ۹۸۴ ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
  25. غزل شمارهٔ ۹۸۵ شمع بزمت چه قدم بردارد
  26. غزل شمارهٔ ۹۸۶ مگو دل از غم و صبر از جفا خبر دارد
  27. غزل شمارهٔ ۹۸۷ درین ره تا کسی از وصل مقصد کام بردارد
  28. غزل شمارهٔ ۹۸۸ کسی از التفات چشم خوبان‌ کام بردارد
  29. غزل شمارهٔ ۹۸۹ دل از دم محبت، چندین فتور دارد
  30. غزل شمارهٔ ۹۹۰ هوس‌پیمای فرصت گرد کلفت در قفس دارد
  31. غزل شمارهٔ ۹۹۱ جهان‌، جنون بهار غفلت‌، ز نرگس سرمه‌ساش دارد
  32. غزل شمارهٔ ۹۹۲ حیا عمری‌ست با صد گردش رنگم طرف دارد
  33. غزل شمارهٔ ۹۹۳ هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد
  34. غزل شمارهٔ ۹۹۴ بی‌نمک از نمک غیر توهم دارد
  35. غزل شمارهٔ ۹۹۵ جنون از بس شکست آبله در هر قدم دارد
  36. غزل شمارهٔ ۹۹۶ شکوه مفلسی ما را به خاموشی علم دارد
  37. غزل شمارهٔ ۹۹۷ گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام‌ کم دارد
  38. غزل شمارهٔ ۹۹۸ مگو این نسخه طور معنیی یک دست‌کم دارد
  39. غزل شمارهٔ ۹۹۹ هوس‌پیمایی جاهت خمارآلود غم دارد
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ جایی‌ که جام در دست آن مه خرام دارد
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من دارد
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ به خیال زنده بودن هوس بقا ندارد
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ کام دل از لب خاموش گرفتن دارد
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در ندارد
  50. غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد
  51. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ دل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد
  52. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ رنگ حنا در کفم بهار ندارد
  53. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ کس طاقت آن لمعهٔ رخسار ندارد
  54. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد
  55. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد
  56. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
  57. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ سعی نفس جز شمار گام ندارد
  58. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ نامم هوس نگین ندارد
  59. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
  60. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد

متن اشعار به نقل از گنجور.