فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ قضا تا نقش بنیاد من بیکار میبندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۲ چشم تو به حال من گر نیم نظر خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۳ لعل لب او یکدم بر حالم اگر خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ ستمکشی که به جز گریهاش نشاید و خندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۶ جهانکجاست،گلی زان نقاب میخندد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ رنگم نقاب غیرت آن جلوه میدرد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ هوس در مزرع آمال گو صد خرمن انبارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۹ بر این ستمکده یارب چه سنگ میبارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۰ نه فخر میدمد اینجا نه ننگ میبارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ ادبسنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۲ اگر معشوق بیمهر است وگر عاشق وفا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۳ تصور جوهر اکاهی قدرتکجا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۴ حرصت آن نیست که مرگش ز هوس وادارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۵ رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۶ زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۷ گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۸ نوبهار است و جهان سیر چمنها دارد
- غزل شمارهٔ ۹۷۹ دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۰ بت هندی کی از دردسر ترکان خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۱ بر طمع، طبع خسیسی که تفاخر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۲ بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۳ در این وادی کف یایی ز آسایش خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۵ شمع بزمت چه قدم بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۶ مگو دل از غم و صبر از جفا خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۷ درین ره تا کسی از وصل مقصد کام بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۸ کسی از التفات چشم خوبان کام بردارد
- غزل شمارهٔ ۹۸۹ دل از دم محبت، چندین فتور دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۰ هوسپیمای فرصت گرد کلفت در قفس دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۱ جهان، جنون بهار غفلت، ز نرگس سرمهساش دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۲ حیا عمریست با صد گردش رنگم طرف دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۳ هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۴ بینمک از نمک غیر توهم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۵ جنون از بس شکست آبله در هر قدم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۶ شکوه مفلسی ما را به خاموشی علم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۷ گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام کم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۸ مگو این نسخه طور معنیی یک دستکم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۹۹ هوسپیمایی جاهت خمارآلود غم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ جایی که جام در دست آن مه خرام دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ ز شرم سرنوشتیکز ازل بنیاد من دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ به خیال زنده بودن هوس بقا ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ کام دل از لب خاموش گرفتن دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ دل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ رنگ حنا در کفم بهار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ کس طاقت آن لمعهٔ رخسار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ سعی نفس جز شمار گام ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ نامم هوس نگین ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ خامشنفسی خفت گوینده ندارد
متن اشعار به نقل از گنجور.