پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۵

ستمکشی‌ که به جز گریه‌اش نشا‌ید و خندد

قیامت است که چون زخم لب گشاید و خندد

هوس‌پرستی این اعتبار پوچ چه لازم

که همچو صفر به درد سرت فزاید و خندد

چو شمع منصب وارستگی مسلم آنکس

که تیغ حادثه تاجش ز سر رباید و خندد

درین زیانکده چندان ‌کف فسوس نسایی

که جوش آبله آیینه‌ات نماید و خندد

شرار کاغذ و آمال ماست توام غفلت

که زندگی دو نفس بیشتر نپاید و خندد

حذر ز صحبت آنکس ‌که بی‌تأمل معنی

به هر حدیث‌ که‌ گو‌یی ز جا درآید و خندد

خطاست چشم‌ گشودن به روی باخته شرمی

که هر برهنه‌ که بیند به پیشش آید و خندد

جه ممکن است شود منفعل ز غیبت یاران

دهن دریده قفایی‌که باد زاید و خندد

مثال عبرت اشیا درین بساط تحیر

کمین‌گر است‌ که‌ کس آینه زداید و خندد

درین جنونکده این است ناگزیر طبایع

که نالد و تپد و گرید و سراید و خندد

دل‌گرفتهٔ بید‌ل نیافت جای شکفتن

مگر چو صبح ازین خاکدان برآید و خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۷رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌درد
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۸هوس در مزرع آمال‌ گو صد خرمن انبارد
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۹بر این ستمکده یارب چه سنگ می‌بارد
  4. غزل شمارهٔ ۹۷۰نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌بارد
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۱ادب‌سنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۲اگر معشوق‌ بی‌مهر است‌ وگر عاشق‌ وفا دارد
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۳تصور جوهر اکاهی قدرت‌کجا دارد
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۴حرصت آن نیست‌ که مرگش‌ ز هوس وادارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.