پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷۳

تصور جوهر اکاهی قدرت‌کجا دارد

بهار فضل آن سوی تعقل رنگها دارد

نهال آید برون تخمی‌ که افشانند بر خاکش

دربن صحرا ز پا افتادن ایجاد عصا دارد

ندید از آبله ریگ روان منع جنون‌تازی

به‌نومیدی زپا منشین‌که هر وامانده پا دارد

به‌گردون می‌برد نظاره را واماندن مژگان

مشو غافل ز پروازی که بال نارسا دارد

غریق آیی برون تا محرم تحقیق سازندت

که این دپا بقدر موج دستی آشنا دارد

اثرهای دعا روشن نشد بی‌احتیاج اینجا

ز اسرار کرم گر آگهی دارد گدا دارد

سراپا محوشد تا جمله آگاهی شوی بیدل

بقدر گم ‌شدنها هرکه اینجا رهنما دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷۵رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد
  2. غزل شمارهٔ ۹۷۶زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
  3. غزل شمارهٔ ۹۷۷گهی بر سر،‌ گهی در دل‌،‌ گهی در دیده جا دارد
  4. غزل شمارهٔ ۹۷۸نوبهار است و جهان سیر چمنها دارد
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۹دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
  6. غزل شمارهٔ ۹۸۰بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر دارد
  7. غزل شمارهٔ ۹۸۱بر طمع‌، طبع خسیسی‌ که تفاخر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۹۸۲بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.