پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۰

بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر دارد

در این کشور میان‌کو تا دماغ بهله بردارد

درین‌ دریا که هر یک قطره صد دامن‌ گهر دارد

حباب ما به دل پیچیده آه بی‌اثر دارد

نباشدگرتلاش عافیت نقد است آرامت

نفس را سعی راحت اینقدر زیر و زبر دارد

به یک رنگ از بهار مدعای دل مشو قانع

که این‌آیینه غیر از خون‌شدن چندین‌هنر دارد

حبابم درکنار موج دارد سیر جمعیت

به‌ راحت می‌پرد مرغی‌که زیر بال سر دارد

به روی عشرتم نتوان در چاک جگر بستن

چو مژگان شام ‌من آرایش صبحی ‌دگر دارد

به‌ این‌ هستی اگر نامی به‌دست ‌افتد غنمیت‌دان

که بسیار است اگر دوش نفس آواز بردارد

به ظاهرگر زمینگیرم زمقصد نیستم غافل

که چشم نقش پا از جاده بر منزل نظر دارد

بقدر اعتبارات است ضبط خویش مردم را

چو سنگی آبدار افتد فسردن بیشتر دارد

نخواهد شد سیاهی از جبین اخترم زایل

شب عاشق به موی ‌کاسهٔ چینی سحر دارد

صفا در عرض سامان هنرگم‌ کرده‌ام بیدل

ز جوهر حیرت آیینهٔ من بال وپر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۲بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۳در این وادی‌ کف یایی ز آسایش خبر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۴ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
  4. غزل شمارهٔ ۹۸۵شمع بزمت چه قدم بردارد
  5. غزل شمارهٔ ۹۸۶مگو دل از غم و صبر از جفا خبر دارد
  6. غزل شمارهٔ ۹۸۷درین ره تا کسی از وصل مقصد کام بردارد
  7. غزل شمارهٔ ۹۸۸کسی از التفات چشم خوبان‌ کام بردارد
  8. غزل شمارهٔ ۹۸۹دل از دم محبت، چندین فتور دارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.