پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۶

گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد

صد صبح اگر بخندد یک لب نمک ندارد

رنگ دویی در این باغ رعنایی خیال است

سیر جهان تحقیق ملک و ملک ندارد

پوچ است غیر وحدت نقد حساب‌ کثرت

اعداد چیزی از خود چون رفت یک ندارد

اسلام وکفر هریک واحد خیال ذات است

در چشم دور و نزدیک خورشید شک ندارد

دل نوبهار هستی‌ست امّا چه می‌توان‌کرد

رنجی‌ که دارد این‌ گل خار و خسک ندارد

پامال عجز باشید تدبیرها جز این نیست

مست است فیل تقدیر یاد کجک ندارد

آیینه آب سازید تا چند وهم صیقل

مکتوب ساده‌لوحی تشویش حک ندارد

ذوق طراوت ازگل آغوش غنچگی برد

زخمی‌ که آب دزدد غیر از گزک ندارد

افشای راز ظالم موقوف تیره‌روزی‌ست

تا غافل از زگال است آتش محک ندارد

آفات دهر بیدل تنبیه غافلان نیست

طبع خر آنقدرها ننگ ازکتک ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸نامم هوس نگین ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳غبار ما به جز این پر شکستنی‌که ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.