پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۷

سعی نفس جز شمار گام ندارد

قاصد ما نامه و پیام ندارد

هر سر و چندین‌ جنون هواست د‌‌ر اینجا

منزل کس احتیاج بام ندارد

این علما جمله تابع جهلایند

پختگی اقبال طبع خام ندارد

بی‌سروپا می‌رویم حاصل ماکو

سبحهٔ ریگ روان امام ندارد

خواه بنالیم و خواه بال فشانیم

صید گرفتار شوق دام ندارد

گر همه عنقا شویم حاصل ما کو

نقش نیگن خیال نام ندارد

سجده خاک‌ست اوج عزت گردون

خواجه چه دارد اگر غلام ندارد

نفرت ازین مزبله به قدر تمیز است

مفت دماغی ‌که جز زکام ندارد

تا به دلت‌ کین ‌کس بود مژه مگشا

تیغ غضب جز حیا نیام ندارد

سوخت دل اما نکر‌د آینه روشن

حیف چراغی‌ که هیچ شام ندارد

خواه نفس‌ گوی خواه عمر گرامی

شاهد ما غیر یک خرام ندارد

عالم بیچارگیست پیش که نالیم

عشق مکافات و انتقام ندارد

طاس فلک پوچ و نقش ما همه باطل

بگذر ازین بازیی تمام ندارد

بیدل‌ازین‌ما ومن‌خموشی‌ات‌اولی‌ست

هستی ما جز صدای جام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳غبار ما به جز این پر شکستنی‌که ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.