پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۲

چشم تو به حال من‌ گر نیم نظر خندد

خارم به چمن نازد عیبم به هنر خندد

تا چند بر آن عارض بر رغم نگاه من

از حلقهٔ گیسویت گل های نظر خندد

در کشور مشتاقان بی‌پرتو دیدارت

خورشید چرا تابد بهر چه سحرخندد

دل می‌چکد از چشمم چون ابر اگر گریم

جان می‌دمد از لعلت چون برق اگر خندد

با اهل فنا دارد هرکس سر یکرنگی

باید که به رنگ شمع از رفتن سر خندد

در کارگه خوبی یارب چه نزاکتهاست

صدکوه به خود بالد تا موی‌کمر خندد

در جوی دم تیغت شیرینی آبی هست

کز جوش حلاوتها زخمش به شکر خندد

سامان ‌طرب سهل ‌است زین نقش ‌که ما داریم

صبح از دو نفس فرصت بر خود چقدر خندد

هر شبنم از ا‌بن ‌گلشن تمهید گلی دارد

با گربه مدارا کن چندان که اثر خندد

از سعی هوس بگذر بیدل‌ که درین‌ گلشن

گل نیز اگر خندد از پهلوی زر خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۴صبری‌که صبح این باغ از ما جدا نخندد
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۵ستمکشی‌ که به جز گریه‌اش نشا‌ید و خندد
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۶جهان‌کجاست‌،‌گلی زان نقاب می‌خندد
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۷رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌درد
  5. غزل شمارهٔ ۹۶۸هوس در مزرع آمال‌ گو صد خرمن انبارد
  6. غزل شمارهٔ ۹۶۹بر این ستمکده یارب چه سنگ می‌بارد
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۰نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌بارد
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۱ادب‌سنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.