پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۲

رنگ حنا در کفم بهار ندارد

آینه‌ام عکس اعتبار ندارد

حاصل هر چار فصل سر‌و بهار است

نشئهٔ آزادگی‌ خمار ندارد

بی گل رو‌یت ز رنگ‌ گلشن هستی

خاک به چشمی که او غبار ندارد

گرد من آنجا که در هوای تو بالد

جلوه طاووس اعتبار ندارد

طاقت دل نیست محو جلوه نمودن

آینه در حیرت اختیار ندارد

وحشت اگر هست نیست رنج علایق

وادی جولان ناله خار ندارد

یک دل وارسته در جهان نتوان یافت

یک گل بیرنگ و بو بهار ندارد

صید توهم شکار دام خیالیم

ناقه به گل خفته است و بار ندارد

عالم امکان چه جای چشم تمناست

راهگذر پاس انتظار ندارد

صافی دل چیست از تمیز گذشتن

آینه با خوب و زشت‌ کار ندارد

تا نکشی رنج وحشتی‌ که نداری

نغمهٔ آن ساز شو که تار ندارد

بیدل از آیینه‌ام مخواه نمودن

نیستی‌ام با کسی دچار ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷سعی نفس جز شمار گام ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸نامم هوس نگین ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.