پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۳

زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد

شبنمی نیست که ‌بی‌دیدهٔ تر می‌گذرد

از نفس چند پی قافلهٔ دل‌گیریم

سنگ عمریست‌که بردوش شرر می‌گذرد

دام دل نیست به جز دیده ‌که مینای شراب

از سر جام به صد خون جگر می‌گذرد

رغبت جاه چه و نفرت اسباب‌ کدام

زین هوسها بگذر یا مگذر می‌گذرد

انجمن در قدمی‌، هرزه به هر سو مخرام

هرکجا پا فشرد شمع ز سر می‌گذرد

عشق شد منفعل از طینت بیحاصل ما

برق از این مزرعهٔ سوخته‌تر می‌گذرد

خودنمایی چقدر زحمت دل خواهد داد

آخر این جلوه‌ات از آینه درمی‌گذرد

همچو تصویر به آغوش ادب ساخته‌ایم

عمر پرواز ضعیفان ته پر می‌گذرد

بیدل ما به وداع تو چرا خون نشود

عرق از روی تو با دیدهٔ تر می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ز سخت‌جانی من عمر تنگ می‌گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ز ساز جسم هزار انفعال می‌گذرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷باکه‌گویم چه قیامت به سرم می‌گذرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸تا لبش در نظرم می‌گذرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.